تبلیغات
ساعت حدودا پنج پاییزاست
ساعت حدودا پنج پاییزاست
سایه ام عاشق سایه ات شده،همسایه شویم؟
نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟ شمع گفت مگه میشه
کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟



طبقه بندی: حرفای قشنگ،
ارسال در تاریخ شنبه 21 شهریور 1388 توسط علی س
خدایا تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج به بیگانه و خویشان نشوم
بی منت خلق خود مرا روزی ده
تا از در تو بر در ایشان نشوم



طبقه بندی: حرفای قشنگ،
ارسال در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1388 توسط علی س

فرقـی نمی کند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران

 زلال که باشی آسمان در توست

نقل قول از داش مهدی



طبقه بندی: حرفای قشنگ،
ارسال در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1388 توسط علی س
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای دستت درد نكنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم

به جای لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمی ریزد

به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای شكست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای مگه مشكل داری؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟

به جای فقیر هستم؛‌بگوییم : ثروت كمی دارم

به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشكل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای فراموش نكنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای داد نزن؛ ‌بگوییم : آرام باش

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

شما هم می‌توانید به این لیست مواردی رو اضافه كرده و برای دیگران بفرستید...

وقتی بعد از مدتی همدیگر را می‌بینیم، به جای توجه كردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها مثل:
"چقدر چاق شدی؟"، "چقدر لاغر شدی؟"، "چقدر خسته به نظر می‌آیی؟"، "چرا موهات را این قدر كوتاه كردی؟"، "چرا ریشت را بلند كردی؟"، "چرا توهمی؟"، "چرا رنگت پریده؟"، "چرا تلفن نكردی؟"، "چرا حال مرا نپرسیدی؟" و ...

بهتر است بگوییم : "سلام به روی ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را دیدم"، و ... عبارات دیگری كه نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست بلكه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء میكند. البته اگر اصراری نداشته باشیم كه حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر كنیم، وگرنه می‌شود كه درباره ی موضوعات مشترك، البته در محوریت مثبت با هم صحبت كنیم.



طبقه بندی: حرفای قشنگ، کنایه، عمومی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1388 توسط علی س
دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید(آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟) کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسید:(آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟) دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید): آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟) برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت:(با این وصف خدا وجود ندارد).
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: (آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟) همه سکوت کردند.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟) همچنان کسی چیزی نگفت.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟)
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد...



طبقه بندی: داستان کوتاه، عمومی، حرفای قشنگ،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 مرداد 1388 توسط علی س
آهای !
تو !
دختری که پروانه را می فهمی !
همین خود تو !
کاش میدانستی به خدا که پروانه ها پیش از پیر شدن میمیرند .



این سیاه جامه گان
 واژه نیستند
کلاغ های گرمازده ای هستند
که در لابه لای وبلاگم گیج می خورند




بین خودمان باشد، از وقتی نام عزیزت را در جیب پیراهنم گذاشته ام قلبم آرام گرفته است. همین!




کمی خسته

کمی دلگیر

کمی بر گُرده ام زنجیر،

دلم را می بری با خود،


کجا
 

  ای حضرت تقدیر؟







طبقه بندی: همین جوری، کنایه، حرفای قشنگ، عمومی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط علی س
لعنت به این فیلی که بد موقع یاد هندوستون می کنه ،

وقت پیدا کردی فیل جون ؟


باید این فیل وقت نشناسه نسناس رو یه بار بدم با هواپیما بفرستنش هندوستون

تا دیگر از این خودشیرینی ها برام در نیاره


کنایه؟متلک؟من؟به کی؟به سیستم هواپیماییه ایران؟مگه سیستم هواپیماییه
ما چشه؟بیشتر از همه دنیا سقوط داریم مگه بده؟ما خیلی تشکر می کنیم از
مسئولین که ما رو می کشن.یه تشکر ویژه هم از صدا و سیما داریم که واقعا
خیر سر امواتشون داغ دار بودن این چند وقت رو . مسئولین فکر کنن اونایی
که فوت کردن خونواده خودشون بودن تا شاید درک کنن (البته بعید بدونم)






طبقه بندی: کنایه، حرفای قشنگ، عمومی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 4 مرداد 1388 توسط علی س

یک مسافر تنها درحوالی جاده مثل پنجره،دلباز،مثل سایه ها:ساده بی خیال از دنیا،با تبسمی شیرین امده پر از احساس،دل به زندگی داده وای از این باران!

قصه گوی سال های بی حضور که با وسواسی شگرف حلقه های دلبستگی را خیس می کنند انقدر خیس تا لبریز شوند ناگهانی تر از امدنت،می روی بی بهانه من می مانم و باران های بی اجازه قلب عاشقی که سپاس گذارت می ماند تا ابد . وای از این باران!

متشکرم که به من فهماندی که: چقدر می توانم دوست بدارم و عاشق باشم بی توقع باور کن ،بی توقع! دارم به تو فکر می کنم فقط فکر می کنم اما تمام لحظه ها پر می شود،از سطرهای عاشقی همراه خوب و ساکت من،سلام موسیقی زنده،ساده و بی کلام من دوست دارم -بدون توقع- به نام عشق باران گرفته مثل همیشه و ....

والسلام








طبقه بندی: حرفای قشنگ، عمومی، داستان کوتاه،
ارسال در تاریخ شنبه 3 مرداد 1388 توسط علی س
آنچه تمام می شود هیچگاه نبوده است

دیگر سراغت را


از هیچ کس


و

هیچ چیز نخواهم گرفت

باور کن




طبقه بندی: حرفای قشنگ، عمومی، همین جوری،
ارسال در تاریخ شنبه 3 مرداد 1388 توسط علی س
یه مدت طولانی می نالیدم از اینکه چرا کفشام کهنه و قدیمی هستن تا اینکه یه روز تو خیابون یه نفر رو دیدم که پا نداشت





طبقه بندی: حرفای قشنگ، عمومی، همین جوری،
ارسال در تاریخ یکشنبه 28 تیر 1388 توسط علی س

بهار برای همه است نه مرز می شناسد و نه قانون . "تنسی ویلیامز"

سعی کن  درست صحبت کنی وگرنه عاقلانه این است که سکوت کنی " جورج هربرت"

زندگی بدون آزادی مثل جسم بدون روح است."جبران خلیل جبران"

زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه و عقل نیست."مارک تواین"

هر انسان شایسته همان رفتاری است که با او می شود و با دیگران دارد."چارلی چاپلین"

انسان برای سعادت خود و دیگران خلق شده است."ماکسیم گورکی"

مردان مردد هرگز موفق نمی شوند."ناپلیون بناپارت"

تنها از راه یاد دادن می آموزی."پائولو کولیو"

آدم ها دنیا را به صورتی می بینند که دوست دارند باشد، نه آن صورتی که هست."پائولو کولیو"




طبقه بندی: حرفای قشنگ، عمومی، کنایه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 28 تیر 1388 توسط علی س

شدگان فردا که از وجودم بیرون می‌جهند

به یاد می‌آورم

                    شدگان دیروز را

                                            که از وجود ساقطشان کردی

در حیرتم

             تو نیز چون من لذت می‌بری

                                                    از این آمد و شد؟!




طبقه بندی: حرفای قشنگ، همین جوری،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 تیر 1388 توسط علی س

شاعرم، می‌شناسیم؟

                           همان‌که دیشب از کنارت گذشت

                          هم‌او که میکاوید سینه‌هایت را از میان دکمه‌هایت،

                                                                                             با نگاهش

               

شاعرم، می‌شناسیم؟

                           همان‌که ایستاد پیش پایِ تن‌‌فروش شهر

                           و چون مایه‌اش نبود

                                                              بسترش بی‌همآغوش ماند

                                                                                                  تا به صبح

 

شاعرم، می‌شناسیم؟

                         همان‌که در پلکان نخستینِ هرمِ ناکِسِ مَزلو،

                                                                                     پایش شکست،

                         هرچند گاه به گاه نگاهش به پله آخر گره می‌خورَد و شعری می‌سراید

 شاعرم،

          اما، تو مرا مردک هیز مدان

          تو که افسوس قلبم و حسرت نگاهم را به پلکان آخر نمی‌بینی

          از من بپذیر و مرا شاعرکی  دان

                                                  کز بد حادثه، پایش شکست و

                                                                                       در پله اول واماند

 




طبقه بندی: حرفای قشنگ، عمومی، کنایه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 تیر 1388 توسط علی س
دیروز
دیروز صبح
دیروز که از صبح با هم بودیم
چنان زمان با سرعت تمام میرفت که نفهمیدیم . ولی اینو فهمیدیم که با هم شب شدیم
اما امان از روزایی که با هم نیستیم ، این ساعت نامرد خوابش میبره ، نمیگذره
فردا میبینمش ، یکی ساعت رو از خواب بیدار کنه




طبقه بندی: حرفای قشنگ، همین جوری،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 تیر 1388 توسط علی س
از بازویم گرفته بود و می‌کشید.
 نه چندان محکم و هر بار بازویم را رها کردم و نرفتم.
 راه خودم مستقیم بود.
 با او نرفتم.
با من آمد.
 مادرم بود شاید.




طبقه بندی: حرفای قشنگ، عمومی، همین جوری،
ارسال در تاریخ سه شنبه 23 تیر 1388 توسط علی س
(تعداد کل صفحات:2) 1 2