تبلیغات
ساعت حدودا پنج پاییزاست
ساعت حدودا پنج پاییزاست
سایه ام عاشق سایه ات شده،همسایه شویم؟

بگذار برایت قلمبه بگویم:

لبخندت سرود ستایش زمین است/ چشمانت شرار شکوه آسمان/ و دستانت.../ و دستانت ماه را به خورشید پیوند می دهند

حالا با من بستنی می خوری؟

کاش در میزدی
حتی وقتی خسته ام ، حتی وقتی حوصله ندارم ، حتی وقتی از زمین و زمان بیزارم ، همیشه توی کنج تنهایی ام منتظر شنیدن صدای چند نفر هستم … چند نفر که فکر می کنم دوستشان دارم … چند نفر که فکر می کنم می شود برایشان از ناگفتنی ها گفت … چند نفر که دوست دارم بودنشان را … چند نفر که شاید حتی ندانند چقدر برایم دوست داشتنی هستند …
افسوس ! وقتی می بینم پشت این تنهایی هر غریبه ای نشسته اما خبری از آشنا نیست ، تازه می فهمم اشتباه کرده ام … جقدر این دلشکستگی تلخ است …

همه چیز از همان لحظه ای شروع شد که رفتی . وقتی «او» آمد … و «من» گرفتار شدم … و «تو» رفتی ؛ همه چیز خراب شد … « تو » ، « من » ، « او » ، همه ی ضمیر ها برایم بی رنگ شد . این را از ننوشتن هایم می توانی بفهمی … دیگر توان نوشتنم نیست . اصلاً از چه و برای که بنویسم وقتی تو نیستی ؟ … چرا بنویسم وقتی حرف هایم از دل نیست ؟ …چگونه بنویسم وقتی با همه ی ضمیر ها بیگانه ام ؟!
می خواهم بروم . اما چگونه وقتی رفتنم نه برای توست … نه او … و نه حتی برای خودم؟!
بودنم بدون تو … چقدر نبودن را دوست تر دارم وقتی تو نیستی ..
در حالی که هیچ ربطی به احساسم ندارد



طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 17 آذر 1388 توسط علی س


To realize The value of a sister Ask someone Who doesn't have one.

ارزش یک خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد.

To realize The value of ten years: Ask a newly Divorced couple.

ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.

To realize The value of four years: Ask a graduate.

ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.

To realize The value of one year: Ask a student who Has failed a final exam.

ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.

To realize The value of one month: Ask a mother who has given birth to a premature baby.

ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.

To realize The value of one week: Ask an editor of a weekly newspaper.

ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.

To realize The value of one hour: Ask the lovers who are waiting to meet.

ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است.

To realize The value of one-second: Ask a person who has survived an accident.

ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.

To realize The value of one millisecond: Ask the person who has won a silver medal in the Olympics.

ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.

Time waits for no one. Treasure every moment you have. You will treasure it even more when you can share it with someone special.

زمان برای هیچکس صبر نمی کند. قدر هر لحظه خود را بدانید. قدر آن را بیشتر خواهید دانست، اگر بتوانید آن را با دیگران نیز تقسیم کنید.

To realize the value of a friend: Lose one.

برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده.

 

Forward this letter to friends, to whom you wish good luck. Peace, love and prosperity to all .

این نوشته را به دوستان خود یا هر کسی که برایش آرزوی خوشبختی دارید، ارسال کنید. صلح، عشق و کامیابی ارزانی همگان باد.




طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 12 آبان 1388 توسط علی س
راز قانون جاذبه
چند وقت پیش یه دوست یه سی دی بهم داد که احتمالا شما هم دیده باشیدش . اسمش بود  ( راز )
داستانش  مستندی بود که حرفش این بود که به هر چیز که واقعا فکر کنید و عقیده داشته باشید که بهش میرسید و تو خیالتون از داشتنش لذت ببرید حتما در آینده نیروی کائنات باعث میشه تا اون فکر به حقیقت برسه . مثلا می گفت اگه یه خونه میخواید همیشه خودتون رو تو اون خونه تصور کنید و لذت ببرید که تو اون خونه هستید .
حقیقت اولش اصلا و ابدا اعتقاد نداشتم که این اتفاق شدنی باشه و ساده ازش گذشتم
بعد گفتم انجام این کار ضرری نمیتونی برام داشته باشه پس چرا امتحانش نکنم
البته زمانی این فکر به سرم زد که یه سری مشکلاتی تو زندگیم به وجود اومده بود و البته هنوزم ادامه داره(البته مشکل که نمیشه بهش گفت ولی حالا بماند)
اون موقع بود که گفتم بزار امتحانش کنم
باور کنید کف بر شدم رفتتتتتتتتتتتتت
نمیگم مشکلم کاملا حل شده ها ولی خیلی بهتر شده وضعیتم.الان شب و روزم شده تو خیال بودن،واقعا لذت بخشه ، بعضی وقتا یه کارایی می کنم که خودم خندم میگیره(حیف که نمیتونم بگم)
از 99%ناامیدی به لطف خدا رسیدم به 99% امید
الان خیلی خوشحالم
ممنوم خداااااااااااااااااااااااااا
از اون دوستمم هر جا که هست ممنونم



طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 4 آبان 1388 توسط علی س
یک سال سیاه از دهه‌ی هشتاد است
سالی که در آن عشق و وفا برباد است
شیرین فقط از لنز و عمل می گوید
فرهاد فقط یک پسر معتاد است...


طبقه بندی: کنایه، عمومی،
ارسال در تاریخ شنبه 2 آبان 1388 توسط علی س
می گفت میخواد لب تاب بخره
اما نمیدونست کدوم برند لب تاب رو انتخاب کنه
 می گفت که عزیز دلش DELL  داره
خواست پیامک بفرسته:
?az DELLET razi hasti
نشد ، منصرف شد ، دکمه SEND  رو نزد




طبقه بندی: عمومی، همین جوری،
ارسال در تاریخ جمعه 1 آبان 1388 توسط علی س
درد من حصار برکه نیست

 درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور


نکرده است





طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 27 مهر 1388 توسط علی س
وای که چقدر به دل میشینه این آهنگ علی لهراسبی
میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیزاره
سر راه بهشت من درخت سیب میکاره




طبقه بندی: همین جوری، عمومی،
ارسال در تاریخ شنبه 25 مهر 1388 توسط علی س

1-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری

در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!

و در عربستان او را سنگسار می کنند!


2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:

در امریکا به او می گویند : فمنیست

در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی

و در عربستان او را سنگسار می کنند!


3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :

در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.

در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!

و در عربستان او را سنگسار می کنند!


4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر

و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:

در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.

در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته

در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!


5- تحصیلات زنان:

در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.

در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند

در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!


6- تربیت کودکان

در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.

در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.

در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.


7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:

در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد

( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)

در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد

میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)

در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند


8-یک دختر 18 ساله:

در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.

در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!

در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!


9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره

در امریکا:Oh God Thanks

در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!

در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!


10-زنی به شوهرش خیانت کرد....

در امریکا: طلاق ....

در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی.....

در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم




طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 19 مهر 1388 توسط علی س
سلام
حقیقت دیشب خوابم نمیبرد داشتم به یه موضوعی فکر میکردم
به این که چقدر آدما فرق دارن با هم . یعنی احتیاجاتشون ، رفتارشون ، اخلاقشون
با خودم فکر میکردم که مثلا یه نفر یه دفعه میبینه احتیاج مثلا به خوردن آدامس داره ،احساس نیازمیکنه. حالا اینکه شاید یه جایی یه نفر هست احتیاج به مثلا آدامس نداره ها ولی با خودش میگه کاش داشتم
نمیخوام حرف از بی پولی و فقر بزنم ها،بلاخره نمیشه که 5 تا انگشت دست مساوی باشن.اصلا ولش کن . . .
ولی یه چیز دیگه بگم؟
اونایی که این شبا تو خونه به جای قرآن پتو سر گرفتن سطح مقطع انتظاراتشون رو بیارن پایین
یعنی نعوذبالله من قضاوت نمیکنم ها ، ولی بلاخره باید یه فرقی بین مثلا من که شبای احیا گرفتم تو خونمون خوابیدم با اون بنده ای که رفته تا صبح خالصانه اشک ریخته و طلب مغفرت کرده داشته باشم یا نه.
ما ها فقط یاد گرفتیم بشینیم وقتی مشکل دار شدیم همین جوری که مثلا داریم غذا میخوریم یا مثلا داریم وبلاگمون رو به روز می کنیم حرف از خدا بزنیم و 4 تا از 4 جای اینترنت کپی کنیم و تو دلمون هم با خودمون بگیم وای که چقدر من با خدا هستم.
امام رضا میگه بندگی خدا به زیادی نماز خوندن و روزه گرفتن نیست و به زیادی تامل در امر آفرینشه . ولی این قبیل احادیث دلیل نمیشن که به حساب خودمون به دلمون نمره پاکی بدیم و هر کاری خواستیم بکنیم
به قول یه نفر مسخره ترین حرفی که تو تمام عمرم شنیدم اینه که بعضی ها میگن دلمون پاکه کافیه،حالم به هم میخوره از این فتواهای مسخره که بعضی ها برای توجیه کارای غیر شرع و غیر عرف خودشون تلاوت می کنن.
دلم پاکه پس نیاز به نماز نیست،دلم پاکه پس میتونم لباسی بپوشم که بقیه از دیدن بدنم لذت ببرن،من که دلم پاکه اونا نگاه نکنن.دل ما پاکه دل بقیه اخ و تف.
به جای اینکه بشینی به این سبک پاکیه دلتون افتخار کنید هر روز یه فتوای جدید برای راحتی خودتون که من نمیدونم از کجا میارید،فکر کنید،یه کم بترسید،من نه آخوندم،نه بسیجی که کسی بخواد بگه این یارو داره ادعا میکنه و جانماز آب میکشه من فقط یه آدمم و از همه شما بدتر




طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ شنبه 21 شهریور 1388 توسط علی س

مهم نیست چند تا بهار کنار هم زندگی کنیم،مهم اینه که یادمون باشد عمرمون
کوتاهه .
آخر زندگی،خیلی از ما میگیم:
ای کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب به هم نگاه کنیم !




طبقه بندی: عمومی، کنایه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط علی س
 اگر
 
A B C D E F G H I J K  L M N O P Q R S T U V W X Y Z
 
برابر باشد با
 
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
 
 
 (تلاش سخت)     Hard work
 
H+A+R+D+W+O+ R+K
 
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%
 
*
 
 (دانش)        Knowledge
 
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
 
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%
 
*
 
 (عشق) Love    
 
L+O+V+E
 
12+15+22+5=54%
 
*
  خیلی از ما فکر میکردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟!!!
پس چه چیز 100% را میسازد؟؟؟
 
 (پول)     Money
 
M+O+N+E+Y
 
13+15+14+5+25= 72%
 
*
 
(رهبری) Leadership  
 
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
 
12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%
 
*
  پس برای رسیدن به اوج چه کنیم؟
 
(نگرش)       Attitude
 
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%
 
*
 
اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد.
 
نگرش همه چیز را عوض میکند،
 
 نگرشت را عوض کن همه چیز عوض میشود...



طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 10 شهریور 1388 توسط علی س
عده ای دوست در یک میهمانی شام گرد هم جمع شده بودند.. هر یک از آنها خاطراتی از گذشته تعریف میکردند،

یک نفر پرسید: بهترین روز عمرتان کدام روز بوده است؟
زن و شوهری گفتند: بهترین روز عمر ما روزی بوده که ما با هم آشنا شدیم.
زنی گفت: بهترین روز زندگیم روزی بود که نخستین فرزندم به دنیا آمد.

مردی گفت: روزی که از کارم اخراج شدم بهترین و بدترین روز عمرم بوده است. آن روز، باعث شد که روی پای خودم بایستم و راه تازهای را شروع کنم و از آن روز از هر قسمت زندگیم راضی بودم.

این گفتگو ادامه داشت تا اینکه نوبت به زنی رسید که تا آن هنگام ساکت بود. از او پرسیدند: بهترین روز عمر تو چه روزی بوده است؟

زن گفت بهترین روز زندگی من امروز است. زیرا امروز روزی است که بیش از همه روزها برایم ارزشمندتر است. من نمیتوانم دیروز را بدست بیاورم و آینده هم مال من نیست. اما امروز مال من است.. تا آن را هر طوری که میخواهم بگذرانم و از آنجا که امروز تازه است و من هم زنده هستم پس بهترین روز من است و خدا را برای این شکر میکنم.



به نظر من خوش به حال این زن. در زندگی هر کدوم از ما روزهای خوب و بدی وجود داشته. شاید روزهایی رسیده که حتی حسرت خاطرات خوش گذشته رو خوردیم. ولی اگه به امروزمون دقت کنیم میتونیم همون خاطرات رو تکرار کنیم. میتونیم همون خاطرات خوش در کنار کسی بودن، احساس غرور کردن و ... رو دوباره تجربه کنیم. یا می­تونیم همون روزمون رو تبدیل کنیم به روزی که گندترین روز زندگیمون بوده. البته بعضی وقتها دست خود ما نیست، مثلاً یک عزیزی عمرش رو از دست میده و از این دست مسائل. اما خیلی چیزها در اختیار ماست. ما میتونیم مثل یک نقاش تابلوی زندگی خودمون رو نقاشی کنیم.



یه چیزی رو یادتون نره دوستان: امروز اولین روز از بقیه زندگی شماست. اگه تصمیم گرفتید میتونید از همین لحظه دوباره شروع کنید.

مراقب امروزتون باشید



طبقه بندی: کنایه، داستان کوتاه، عمومی،
ارسال در تاریخ شنبه 7 شهریور 1388 توسط علی س
یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت. پرسش این بود :
شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن بر گزینید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید :

پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید ...





....

...

..



قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشک را سوار کنید. زیرا قبلاً او جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می‌توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.
شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید.

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس می‌مانیم.

پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می‌پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی‌کند. چرا؟
زیرا ما هرگز نمی‌خواهیم داشته‌ها و مزیت‌های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهی‌ها، محدودیت ها و مزیت‌های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات می‌توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.



طبقه بندی: عمومی، داستان کوتاه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 5 شهریور 1388 توسط علی س
خوب و بد هر چه نوشتند به پای خودمان
انتخابی است که کردیم برای خودمان
این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند
غم نداریم، بزرگ است خدای خودمان
بگذاریم که با فلسفه شان خوش باشند
خودمان آینه هستیم برای خودمان
ما دو رودیم که حالا سر دریا داریم
دو مسافر یله در آب و هوای خودمان
احتیاجی به در و دشت نداریم اگر
رو به هم باز شود پنجره های خودمان
من و تو با همه شهر تفاوت داریم
دیگران را نگذاریم به جای خودمان
دیگران هر چه که گفتند بگویند، بیا
خودمان شعر بخوانیم برای خودمان



طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 شهریور 1388 توسط علی س
این یعنی چی؟

نمیبخشمت اگه جای پات بی جای پام جایی حک بشه




طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 3 شهریور 1388 توسط علی س
(تعداد کل صفحات:5) 1 2 3 4 5