تبلیغات
ساعت حدودا پنج پاییزاست
ساعت حدودا پنج پاییزاست
سایه ام عاشق سایه ات شده،همسایه شویم؟
حتما تو اوج بدبختی یکی رو پیدا کردی که همه تقصیرا رو بندازی گردنش که میخندی
عادت کردی که از هر چیزی اونجوری که دوست داری استفاده کنی
حتی از اونی که هر شب کنارت میخوابه ، البته به عنوان بالش
توضیح واضحات اصلا کار بیخودی نیست چون "واضحات" کلا کلمه‌ی مبهمیه


اینم یواش در گوشت میگم
نمیدونم هات امونم رو بریده




ارسال در تاریخ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 توسط علی س
مشکل از ورودی نیست
خروجیه ما مشکل داره



ارسال در تاریخ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 توسط علی س
حرف راست رو که می‌شه از بچه هم شنید؛ دروغه که زحمت داره
بنابراین
دیدین بعضی ها رو؟
انقد که از پیدا شدنه چیزهایی  که تو کامپیوترشون دارن
و احتمال داره پیدا بشه ، توسط یه شخص سومی ، میترسن
از مرگ نمیترسن
به هر حال و بنابراین یکی از روش‌های مفید و مرسوم برای پنهان کردن بی‌ربط‌گویی و مغالطه اینه که بین جمله‌هامون، از "بنابراین" استفاده کنیم
بنابراین
راک بندیکت شانزدهم

پ ن : بنابراین دلیلی نداره که این پست پی نوشت داشته باشه



ارسال در تاریخ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 توسط علی س
دیروز یه دوست قدیمی رو بوسیدم
لذتبخش بود
خیلی وقت بود لذت بخش نبود

دیروز یه دوست قدیمی رو بوسیدم
تلخ بود
خیلی وقت بود لذتبخش نبود





ارسال در تاریخ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 توسط علی س
حالا زنم میشی؟ نه نه

حالا زنم میشی؟ نو وی

کروات بزنم؟ نه

میخای خودم تموم حرفا رو با بابات بزنم ؟

...

خودمو واسه عشقت اگه دار بزنم؟
.
.
نه
 شما یادتون نمیاد



ارسال در تاریخ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 توسط علی س

صبح که از خونه میای بیرون

باید چندبار محکم سرتو بکوبی به لوله گاز دم در خونه

تا کارایی که باید تو طول روز انجام بدی رو یادت بیاد

تازه وقتی میرسی به محل کارت یادت میفته چند تا چیز رو یادت رفته بیاری

البته فکر کنم این که بعضی چیزا یادم میره دلیلش همین باشه که دفعه اولی که خواستم چیزی یادم بیاد سرمو کوبیدم به لوله گاز دم در خونمون

نمیدونم

الان یادم رفته چرا دارم اینا رو مینویسم

میمیمیمیمیمــــــــــم

یادم نمیاد،ببخشید



ارسال در تاریخ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 توسط علی س
بعضیا باید از خدا بخوان
از خدا بخوان که خوب مردن رو یادشون بده
بی شرمانه و ذلیل زندگی کردن رو خودشون خوب یاد گرفتن
انگار نشسته باشن جلوتو باهات پوکر بازی کنن
هی میخوان با حرکت لک و لوچه و ابروهاشون بهت بولوف بزنن
به طرز شگفت انگیزی خسته کننده ان
دیروز یه دوست قدیمی ازم سوال کرد به نظرت من(یعنی خودش) خودخواه بودم در گذشته
گفتم آره
چون با آدما به نفع خودت بازی میکردی

پ ن : من این مطالب رو از مغزم کپی پیست کردم
پ ن2 : منظورم از بعضیا دقیقا خودتی که به بعضیا بودنه خودت شک کردی
پ ن3 : از دید یک مدفوع،انسان همینطور بالا و بالاتر میره



ارسال در تاریخ یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 توسط علی س
یه خواننده وبلاگ نه چندان عزیزی گفته:
که من مطالبی که توی وبلاگم میزارم رو از جایی کپی میکنم
اگه یه خورده دقت در وجودتون باشه میبینید که اکثر پست های تو وبلاگ من روز نوشت هستن
شاید دارم تو طول روز آدما رو تعقیب میکنم و اتفاقات روزانه اونا رو مینویسم
آره همه چیزایی که تو وبلاگم هست از خودم نیست
اونایی که از خودم نبوده رو نوشتم که کی گفته
چندتاش هم از خودم نبوده که ننوشتم از کی بوده
چون اولا نمیدونستم مرجعش کجاست
دوما من تو وبلاگم مثل بعضی ها اطلاع رسانی نمیکنم
من  فقط از چیزایی که به ذهن خودم برسه که در خور نوشتن باشه مینویسم
یا از جایی بخونم که خوشم بیاد میزارم توی وبلاگم
در ضمن
خواننده وبلاگ نه چندان عزیز
یه بار دیگه هم یادتون باشه بهتون گفته بودم که
انتخاب یه پست خوب از جای دیگه بهتر از مزخرف نوشتن از مغز خودته
و در پایان باید بگم شما که قسمت معرفی سایت وبلاگ منو خوب خوندی
نوشتم بعضی جاها رو از بعضی جاها« الهام »گرفتم،الهام


ارسال در تاریخ یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 توسط علی س

آخـــــــــــــــــــ دایی شدم

واِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِیــــــــــــــــــــــ دایی شدم

به قوله همشهریامون

این ماه قند و قاوت(قوتٌو) میخوریم ماه دیگه باقالاوار(باقلوا)

به هر حال دو روزه که داریم لذتشو میبریم



ارسال در تاریخ چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 توسط علی س