تبلیغات
ساعت حدودا پنج پاییزاست
ساعت حدودا پنج پاییزاست
سایه ام عاشق سایه ات شده،همسایه شویم؟

صادق هدایت گفته

چه فکر می کنید؟ --- من از تمام روزهایی که گذشت فقط لیوان چایی ام را به خاطر دارم تلخ، غلیظ ، شاید هم سنگین خودکارم گس می نویسد از روزهای سنگین رو به رو این سکوت باقی بماند بهتر است آسمانِ من حالش بهتر باقی می ماند اما من هنوز نمی دانم با کاغذ های کف اتاقم چه کنم؟



ارسال در تاریخ چهارشنبه 24 شهریور 1389 توسط علی س
چقدر سفت شده پدال دوچرخه دونفر مون زیر پام

حالا یا من خسته ام؛

یا شیب زیاد شده.

شایدم،

تو رکاب نمی زنی.


شایدم مشکل از پاهامه

البته


پاهام میدونن که من دردای بزرگتری دارم

 که بخواهم به دردش آخ بگم

فقط می خواد به من یادآوری کنه

 که آدم فقط از پله های خانه خودش می تونه ندید بالا بره.



ادامه مطلب ندارد
ارسال در تاریخ دوشنبه 22 شهریور 1389 توسط علی س
حالا که قراره بمیری

نمیزارم دست و پا بزنی

لااقل پُزش نمیمونه برای اونایی که

 بعدا میخوان بگن

 "نمیدونی چه تقلایی می کرد"



ادامه مطلب
ارسال در تاریخ دوشنبه 22 شهریور 1389 توسط علی س
متنفرم ازه همه موتوری های کیف قاپ
متنفرم از همه موتوری های کیف قاپ شهرمون
متنفرم از همه موتوری های کیف قاپ شهرمون که تو ماه رمضونم بیکار نیستن
متنفرم از همه موتوری های کیف قاپ شهرمون که تو ماه رمضونم بیکار نیستن و سوژه هاشون رو روی زمین میکشن و میخندن
متنفرم از همه موتوری های کیف قاپ شهرمون که تو ماه رمضونم بیکار نیستن و سوژه هاشون رو روی زمین میکشن  و بهشون میخندن و زن و مرد و دختر و پسرشم براشون فرقی نداره
متنفرم از همه موتوری های کیف قاپ شهرمون که ...
بگذریم
راستش از 2تا موتوریای کیف قاپ شهرمون که امروز عزیز منو با دهن روزه رو زمین کشیدن متنفرم

به باقیه کیف قاپای عزیز شهرمون بر نخوره
کاشان،دارالمومنین ، آره؟
شـــــــــــــــــــــــیشکی
زرشــــــــــــــــــــــک
اشکال نداره شب قدر نزدیکه براشون آرزوی مرگ میکنم
برای جفتشون
هم راننده هم اونی که ترکش نشسته بود
شما هم دعا کنید
التماس دعا




ارسال در تاریخ شنبه 6 شهریور 1389 توسط علی س