تبلیغات
ساعت حدودا پنج پاییزاست
ساعت حدودا پنج پاییزاست
سایه ام عاشق سایه ات شده،همسایه شویم؟
عجب دوئلی میشد
رو به روی تو می ایستادم
و با سه شماره
بغلت می کردم
قلقلک میدهند تا بخندی
نمیدانند شاید کوه بغضت ترکید
اصلا
آیا تو هم در این لحظه به من فکر می کنی؟
آیا تو هم در این لحظه از خودت می پرسی:
آیا تو هم در این لحظه به من فکر می کنی؟



ارسال در تاریخ شنبه 14 اسفند 1389 توسط علی س

چند مرده حلاجی تا دارت بزنم

 

با یک علامت سوال وارونه

 

تعجب کنی که جاذبه خفه ات می کند

آن هم به قلاب ¿

لب هایت را شرابی رنگ  می زنی

توی آینه مست می کنی برای کی ؟



ارسال در تاریخ شنبه 7 اسفند 1389 توسط علی س

هر کجا تردید هست،ایمان

زخم هست،مرهم

نومیدی هست،امید

نفرتی هست،عشق

خدا جان فعلا اینا رو جایگزین کن

تا بعد



ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 اسفند 1389 توسط علی س