تبلیغات
ساعت حدودا پنج پاییزاست
ساعت حدودا پنج پاییزاست
سایه ام عاشق سایه ات شده،همسایه شویم؟
من از طرف یه دوست به یه بازی دعوت شدم... الانم می خوام بازی کنم

اگه ماهی از سال بودم دوست داشتم اسفند باشم چون  همه منتظر عیدن گرچه خودم زیاد از عید خوشم نمیاد ولی همه انتظارمو میکشن

اگه روزی در هفته بودم قطعا شنبه نبودم ولی بقیه ی روزا می تونم باشم مخصوصا ۵ شنبه

اگه یه عدد بودم 200 بودم...همیشه دوسش می داشتم مخصوصا تازگیا که شبا خیلی دوست دارم به 200 برسم... ولی کلا عدد فرد هیچ وقت نمی بودم

اگه یه جهت بودم شرق بودم ...خب دوسش دارم دیگه

اگه همراه بودم تالیا نبودم چون هیچ وقت در دسترس نیست :)...نه یه همراه همیشگی و اول بودم چون از ادمای نیمه راه زیاد خوشم نمیاد

اگه نوشیدنی بودم یه لیوان نوشابه ی فانتا بودم :) اخه هیشگی تحویلش نمی گیره ....اب سیب هم خیلی دوست دارم بشم..

اگه گناه بودم می خوام خیانت ونامردی باشم می خوام بدونم چه احساسی داره که هر کی این کارو می کنه بلا استثنا دوباره تکرارش می کنه...

اگه درخت بودم....اوووووم دوست داشتم درختی باشم که 9 ماه سال بیدار باشم و 3 ماه خواب،اشتباه نکنید مهم اون 3 ماه خواب اس

اگه میوه بودم سیب بودم از اون سیبا که طعم موز میده

اگه گل بودم ...اگه که نداریم قطعا گلم :)...نه ولی جدا دوست دارم گل مریم باشم ...برای عطرش

اگه رنگ بودم دوست داشتم  سورمه ای باشم

اگه پرنده بودم....عقاب بودم تا به همه چیز و همه کس از بالا نگاه کنم

اگه صدا بودم یه صدای گرم و بم بودم... همشم اسم خودمو صدا میزدم:)...اخه خیلی دوست دارم یکی که یه همچین صدایی داره صدام بزنه...

اگه فعل بودم ...خندیدن بودم

اگه ساز بودم قطعا ساز دهنی بودم

اگه کتاب بودم کتاب دریاپری کاکل زری بودم(که قطعا شما دلیل این انتخاب رو نمیدونید)

اگه شعر بودم سر زد به دل دوباره هوای کودکانه ای ... بودم

اکه بخشی از طبیعت بودم کوه بودم، یه کوه بلند

اگه یه حس بودم حس دوست داشتن مطلق بودم

خب اینم از بازیه من....



ارسال در تاریخ دوشنبه 27 دی 1389 توسط علی س