تبلیغات
ساعت حدودا پنج پاییزاست
ساعت حدودا پنج پاییزاست
سایه ام عاشق سایه ات شده،همسایه شویم؟
قلبهای تپنده
بسان ابرهای رونده

دندان موشهای جونده
صاف به روی قلب بنده


افاضات فرمودیم شنبه اول صبح

آنجایت خیلی می سوزد وقتی می فهمی که به آنجای بعضی ها نباشی، آنجایت پاره هم شود به آنجایی که می خواهی نمی رسی.
بدیش اینه که معمولا کسی که تو از تنهایی درش میاری، کسی نیست که تو رو از تنهایی دربیاره
 مثل این چسب زخمهاس
که سر چهارراهها که شیشه را کمی می دهی پایین،
می اندازند توی ماشین و راه که می افتی طلبکارانه دستشان روی شیشه همراه تو می دوند

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه خــــــــــــدای من


ارسال در تاریخ شنبه 25 دی 1389 توسط علی س