تبلیغات
ساعت حدودا پنج پاییزاست
ساعت حدودا پنج پاییزاست
سایه ام عاشق سایه ات شده،همسایه شویم؟
بودن با بعضیا انقدر لذتبخشه
که نمی فهمی چه بلایی داره سرت میاد
میگن انیشتین انقدر درگیر قضیه نسبیت بوده که یه بار زنشو تو خیابون دیده و نشناخته
 به نظرم عاشق واقعی اونیه که بتونه معشوقش رو از روی صدای فین کردنش تشخیص بده !
یادمه یه زمانی فکر میکردم
ازدواج مثل چتریه که،
دو نفر می رن زیرش
تا بارون عشق رو سرشون نریزه
تا یه وقت سرما نخورن؛
و زندگی سالم و یکنواخت و  کاملا تکراری داشته باشن.
تازگیا یادم نمیآد،
ذهنم شده مثل یه جوی آب که دائما یه سکه می افته توش  و دستم با هر تقلایی از لای میله های جدول نمیرسه به خاطره هایی به این نزدیکی.
چه برسه به اون دوری

برای پیچیدن تو خیابون ورود ممنوع باید راهنما زد؟


ارسال در تاریخ سه شنبه 4 خرداد 1389 توسط علی س